شعرهاي مورد علاقه ي خان گوگولي

اين تصوير يه داستاني داره كه گل پسر خودش براي ما گفته و خانوادگي كلي از دستش خنديديم...!!
اين شعر محمد رو ياد دفتر و كتاب" آنه" يعني آبجي مي اندازه.
محمد كوچولو هميشه خيلي دوست داره حداقل يه جفت از اين كفشها رو بپوشه و امتحان كنه!
اين مارمولكه واقعا" بيچاره ست چون گوگولي خان هم بدش نمي ياد با دمپايي توي مخش بزنه!
وقتي اين شعرو مي خونم محمد با حركت انگشتش كلاغو سرزنش مي كنه و ميگه صابون براي شستنه و براي خوردن اهه!
محمد گوگولي خيلي دلش براي لپ اين دختره كه " اوف " شده مي سوزه!
كوچولوي من از تغيير صدايي كه به جاي موش حرف ميزنم لذت ميبره.
گل پسرم از وصف چشاي جوجه خوش به حالش ميشه و دائم چشاي خودشو نشون ميده.
به به اين گل سرسبد شعرهاي مورد علاقه ي گوگولي خان كه هرچي بخوني كمه شايد چون اين گربه مثل خودش ووروجكه خوشش مي ياد.

هميشه اين خرس مظلوم نيش خورده دل پسر مهربون منو ميسوزونه تا جايي كه ميگه كله ي زنبورو "پيخ پيخ " كنيم.

ولي محمد اعتقاد داره كه سوسماره بايد اين ماهي رو "نون نون" كنه!!! يعني نوش جان كنه!

محمد عسل هميشه ميخواد خودش اون سوپرمني باشه كه بره و اون بادكنك رو بياره پايين.

وقتي اين شعرو ميخونم محمد ميگه اين فيله باباي خرسه هست كه زنبوره نيشش زده و بايد بره خرسه رو بغل كنه بوسش كنه و فشارش بده بعدم بندازدش بالا پيش هالوژنهاي سقف تا خرسه از دلش در بياد.....
خلاصه هر شعر و هر داستاني بخونيم اين قند عسل خودش يه داستانه.


شعرهاي مورد علاقه ي خان گوگولي 







